پسران و دختران عزیز، مریم بیعیب، مادری همه ملل، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیدگان و مادر رحمانه تمام فرزندان زمین، نگاه کنید پسران، امروز او برای شما آمده تا شما را دوست دارد و برکت دهد.
پسران و دختران، ملتهای جهان، فریاد شادی بلند کنید که به آسمانها میرسد، سپس دوباره فریاد بزنید و «سلام» بنوید؛ تا صدای آن به هر گوشهای از زمین برسد!
در این سال جدید آرام نگیرید، هنوز درگیرها وجود دارد، فرزندان همچنان میافتند، دلها هنوز بد هستند، آنها همچنان بیمعنایی سخن میگویند، دزدیدهاند، توانستهاند به خودشان خیانت کنند، هیچ چیز آنان را لمس نمیکند، حتی مرگ برادران و خواهرانشان، کودکان را مانند زیتونهای از درخت لرزانده شده میافکندن.
خداوند پدر خوابیدهاست زیرا چکشه بمبها به آسمانها میرسند، هر فرزندی که میافتد یک شمشیر در دل من است!
به مردان و زنان نیکخواه سخن میگویم، آنهایی که خدا را در دل دارند: "خودتان را برای پایان این درگیریها صرف کنید، آنها را کمارزش ندانید! این نقاط داغ جهان ممکن است وقتی انتظار ندارید گسترش یابند. فراموش نکنیدم که انسان هستید و انسانها اشتباه میکنند، و اگر یک خطا بکنید، جنگ جهانی خواهد شد! مردم دعا کنند، بدون وقفه دعا کنید، به روح قدس دعا کنید تا باد صلح و محبت، باد خیرخواهی، بادی که از دلها میگذرد و آنها را با صلح پر کند!!"
تسبیح پدر، پسر و روح القدس.
بچهها، مریم مادر همهی شما را دیده و از عمق دلش دوست داشت.
برکت میدهم بر توها.
دعا کن، دعا کن، دعا کن!
مادونا با لباس سفید و یک پرده آبی پوشیده بود، تاجی از دوازده ستاره بر سرش داشت و دود سیاه زیر پایهایش بود.