بچههایم، مریم پاکدختر، مادری همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، کمککننده گناهکاران و مادر مهربانی تمام فرزندان زمین، نگاه کنید بچهها، او دوباره این شب به شما میآید تا از شما دوست داشته باشد، برکت دهد و به شما بگوید: ‘سلام را به شما آوردهام، آن را در دلهای خود قرار دهید و مانند علف رشد کنید!’.
بچههای کوچکم، یکدیگر را جستجو کنید، دست همیاران بگیرید، هر یک از گرمای دست دیگری احساس کند، به چشم دیگر نگاه کنید و در هر برادر و خواهر چهره یحیی مسیح را ببینید، و در آن لحظه با شادی و عشق پر خواهید شد.
در این زمانهای سخت روی زمین باید متحد بمانید!
میدانم که اغلب میگویم اما حقیقت است، وحدت شما به نجاتتان خواهد رسید، اما اگر همه فقط فکر خودشان را داشته باشند، هیچکجا نخواهند رفت. در هر چیزی که اتفاق میافتد، اگر متحد باشید، رنج خواهید داشت، اما آنرا فراگیراندهاید. پراکنده نشوید، با یکدیگر صحبت کنید، به هم صادق باشید، از حیلهجویی استفاده نکنید، همه چیز را به همدیگر بگویید، حتی اگر چیزی بسیار خوشایند نباشد، آن را با عشق بگوید.
دوباره میگویم: “به روح القدس دعا کنید تا با قدرت الهیش سلام و محبت به این زمین آورد. ایمان داشته باشید به خدا، خدا شما را رها نخواهد کرد!”
من از تو شنیدم، اغلب میگویم: «خدا کجاست؟» گناه نکن! چون که او را در دلهای خود نمی�یدهاید، تلاش کنید، جستجو کنید، پاسخ خواهد داد، احساس خوشحالی و آرامش در دلها و ذهنهاتان خواهید کرد، و وقتی پیدا میکنید، بدون او نخواهید بود زیرا راحتکننده است، شیرین است، حتی سختگیرانه، اما بیشتر از همه پدر محبتآمیز است.
بیا بچههایم، متحد شوید و دعا کنید، این خانواده را دوباره بسازید!
ستمغالی به پدر، پسر و روح القدس
برکت مقدس من را بر شما میگذارم و از شنیدن من تشکر میکنم.
لطفا، لطفا، لطفا دعا کنید!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهرم، من عیسی هستم که به تو میگویم: برکت خود را در نام سهتایی من بر شما گذارم، یعنی پدر، من پسر، و روح القدس! آمین.
او باید فراوان، روشن، مقدسکننده و مقدس به همه مردم زمین نازل شود تا بفهمند بازیهای سختگیرانهای باید پایان یابد.
این شب من با قویان بیهوش سخن میگوم: «قویانی که خود را قدرتمند خواندهاند، اما قدرتمند نیستند، فقط فقیر و احمق هستند که به من دعا نمی�یدهاند و از نگاه کردن به من سر باز نخواهند زد، بلکه خود را قوی میدانند چون بمب دارند: "بنمایید بمبهایتان و مردانه باشید میان مردان، فیلسوف نباشید، کوچک شوید. روزی برای شما هم خواهد آمد، و وقتی بیاید، نه فلسفههاتان نخواهد بود و نه بمبها. پدر من را خواهید یافت که با چشمهای بزرگش به چشمهایتان نگاه میکند و از شمای پرسیدن چه کردهاید!"
اینجا بر این فکر کنید!
بچهها، آن مسیح است که به شما میگوید، اوست که صلح و عشق را آورد، اوست که اغلب از خیریه درخواست میکند. بسیاری برای من دادهاند، اما هنوز بسیار زیادی هستند که نمی喫ده اند. کسانی که به من خیریه نشان میدهند، نزدیک دیگران که ندارند و آنها را با لذت انجام دادن خیریه آشنا میکنند. وقتی شما خیریه کنید، یک نفس باد کوچک از شما عبور خواهد کرد و احساس خوشی sudden خواهید داشت که نمی喫دانیده اید چرا، اما اکنون میدانید.
برو بیعقل باشید و سخنان بیمعنای نپردازید، چیزهای بیکار را با یکدیگر در مورد زندگی دنیایی صحبت کنید و به همگی دعا کنید زیرا دعا گروهی بسیار قدرتمند است، و هرگز فراموش نکنید که حتی اگر خیریهای برای من نداده باشید، عشقم به شما تحت تأثیر قرار نمی喫ده است، بلکه بیشتر میشود چون شمای گوسفندی از دست رفته اید.
من برکت دهم در نام سهگانهام که پدرست، من پسر و روحالقدس! آمین.
مادونا با رنگ نیلوفری پوشیده بود. تاجی از دوازده ستاره روی سرش داشت، در دست راستش سه دل کوچک مینیاتوری نگه داشته بود و بر هر دل یک شعله وجود داشت، و زیر پایش مردم صف شده بودند که لباس سفید پوشیده بودند.
عیسی با لباس عیسی رحیم ظاهر شد. چندین لحظه پس از ظهورش آنها را دعا پدرمان میخواند. تاجی روی سرش بود، در دست راستش وینکاسترو نگه داشته بود، و زیر پایش کودکان سفید پوش بودند که دور یک آتش ساخته شده از شاخههای درخت ایستاده بودند.
فرشتگان، فرشتهها بزرگ و قدیسان حاضر بودند.